خودگرایی و دگرگرایی در فلسفه اخلاق
24 بازدید
محل نشر: معرفت » خرداد 1383 - شماره 78 (3 صفحه - از 53 تا 55)
نقش: مترجم
وضعیت چاپ : چاپ شده
نحوه تهیه : فردی
زبان : فارسی
هنری سیجویک (Henry Sidgwick) خودگرایی (egoism) را نظریه‏ای اخلاقی می‏داند که شبیه با سودگرایی (utilitarianism) است. سودگرایان بر آن هستند که فرد باید در صدد حداکثر کردن خیر و خوبی همه انسان‏ها در جهان باشد. در عوض، خودگرایان معتقدند که تنها خوبی‏ای که فرد باید در نهایت به دنبال آن باشد، خوبی خود اوست. باید این نوع از خودگرایی را (که غالبا «خودگرایی اخلاقی» خوانده می‏شود) از این فرضیه تجربی که انسان‏ها درصدد حداکثر کردن خوبی خودشان هستند (خودگرایی روان‏شناختی)، تمییز نهاد. خودگرایی اخلاقی، می‏تواند با رفتاری که به نفع دیگران است موافق باشد؛ چرا که غالبا بهترین راه برای ارتقای خیر و خوبی روابط مشترک است، اما خودگرایان نمی‏توانند توجیه دگرگرایانه برای این‏گونه مشارکت‏ها را بپذیرند. در واقع، دگرگرایی خیر دیگران را صرفا به خاطر خود ایشان می‏خواهد، در حالی که خودگرایان تأکید می‏کنند که هدف غایی انسان باید صرفا خیر خودش باشد. یکی از شیوه‏های دفاع از خودگرایی اخلاقی این است که خودگرایی روان‏شناختی اثبات شود و آن‏گاه گفته شود ه الزام‏ها و تکالیف ما نمی‏توانند فراتر از توانایی‏های ما باشند. در واقع، اگر ما [ذاتا خودگرا هستیم و] گریزی از حداکثر کردن رفاه و خوشی خود نداریم، نباید خود را پای‏بند معیاری بدانیم که خواستار خودخواهی کمتری است، اما این دفاع به طور گسترده‏ای رد شده است؛ چرا که خودگرایی روان‏شناختی برداشت بسیار ساده‏انگارانه‏ای از رفتار آدمی است. علاوه بر آن، خودگرایی ناقض درک ما نسبت به بی‏طرفی (و انصاف) است و هیچ واقعیتی درباره خود فرد نیست که خارج کردن منافع دیگران را از هدف غایی فرد توجیه کند. اما نوع متفاوتی از خودگرایی وجود دارد که در جهان باستان رشد و نمو یافته و این نقد آسیبی به آن نمی‏رساند. بر اساس این نوع خودگرایی، خیر فرد عمدتا یا منحصرا متضمن عمل فضیلت‏آمیز می‏باشد و بنابراین، چنانچه منافع شخصی به درستی درک شود، بهترین راهنمای ما خواهد بود.
آدرس اینترنتی